تصمیم بر تغییر سبک زندگی یا زندگی مجردی؟!

امروز اول آبانماه 1400 هجری شمسی مصادف با کلی اتفاقات گوناگون در دنیاست که من کاری باهاشون ندارم و این تاریخ رو از این جهت اعلام کردم که در تاریخ 20 تیرماه 1400 با خودم تصمیم گرفتم جدا از خانوادم زندگی کنم و فقط میخواستم به خودم یادآوری بشه که هنوز سر قولم به خودم هستم. در این تاریخ من یک جوان 27 ساله ایرانیِ مجردِ برنامه نویس با حقوق ماهیانه بالای متوسط و یک اراده محکم برای ساختن زندگی خودم هستم. لازم به ذکر است که وی در خانواده‌ای سنتی و شبه مذهبی با قومیت کُرد و لر چشم به جهان گشود.

از دلایل اتخاذ این تصمیم می‌تونم بگم:

  • فشارهای خانواده و قوانین دست‌وپاگیر خانه (که خودش شامل خیلی موارد میشه):
    • مخالفت با هرگونه سفر بصورت تکی و یا بهمراه دوستان
    • مخالفت کامل با یادگیری هرگونه ساز و پخش موسیقی در خانه
    • دخالت بی‌مورد در بسیاری از تصمیمات بسیار شخصی و حتی کاری من…
    • مخالفت با هرگونه مهمانی و گردش با دوستان
    • سایر قوانین نرمال خانواده‌های ایرانی (مثل شب بیرون نمون یا قبل 10 خونه باش و …)
    • (تنبیهات بدنی کودکان و نوجوانان متولد دهه 70 شمسی به قبل، توسط والدین و کادر آموزشی امری بدیهی بوده و بعنوان یک مورد جداگانه ذکر نمی‌گردد.) فقط خدا رو شکر از اون دوران گذر کردیم!
    • پرسیدن دائم سوالات زننده‌ای مثل اینکه:
      • با کی میری؟
      • دوستات کیان؟
      • کجا میری؟
      • کی بر میگردی؟
      • شماره و لیست دوستات رو بنویس بیار که ما بدونیم به کی زنگ بزنیم!
    • شنیدن دائم جملات زننده‌ای مثل اینکه:
      • اینجا خونه منه و قوانین من!
      • من پدرم قصاب بوده و هر چی دارم خودم درآوردم؛ تو هم خودت برو زندگیت رو بساز!
      • میتونی با هرکس دوست داری ازدواج کنی ولی دیگه از ما انتظار کمک نداشته باش!
      • تو هنوز واسه فلان کار بچه‌ای!
      • میخوای بری خودت رو توی جمع عرضه کنی!
      • دست به فلان چیز نزن واسه مهموناست.
      • خیلی چاقی باید خودتو لاغر کنی که مردم ازت خوششون بیاد.
      • تهدید به گرفتن وسایل: حق نداری دست به ماشین بزنی!
      • این آت‌وآشعالا چیه میخری و پولاتو حروم می‌کنی! (آت‌وآشغالا: هارد اکسترنال، فلش، انواع مبدل، میکروفون یقه‌ای و …)
      • اگر اون‌کار رو بکنی فامیل بهت انگ خرابی میزنند! (اون‌کار: تصمیم به مستقل زندگی کردن است)
      • و بسیاری سرکوب و خشونت‌های کلامی دیگر که در این مُقال نمیگنجد ولی قابل حدس است…
  • داشتن روحیه استقلال طلبی خودم از دوران نوجوانی (از وقتی خودم رو شناختم روحیه مستقلی داشتم)
  • ایجاد یک تغییر بزرگ در زندگیم به عنوان یک نقطه عطف و شروعی دوباره بعد از شکست عاطفی که در زندگیم داشتم…
  • شروع چالش های واقعی زندگی برای من و خروج از حاشیه خودم (ذهن چالشگر من امنیت و یکنواختی را برنمی‌تابد!)
  • حس عدم هماهنگی میان کار و زندگی شخصی (اعتقاد دارم تعادل معناداری باید میان زندگی کاری و زندگی شخصی باشد)
  • نداشتن اندک فضایی بعنوان حریم شخصی یا خصوصی در خانه (بدلیل وجود برادر بزرگترم بعنوان هم‌اتاقی مادام‌العمر)
  • داشتن شخصیت و عقاید سیاسی و مذهبی و هنری و … کاملاً مجزا از خانواده
  • نیاز به محیطی آرام برای تولید محتوا‌های آموزشی بصورت ویدیو
  • عدم وجود فضای عاطفی و احساسی میان اعضای خانواده
  • عدم احساس حضور خانواده به عنوان تکیه‌گاه و پشتیبان در زندگی شخصی آینده
  • و در نهایت این جمله که دائماً با خود در ذهن دارم: “پسر نزدیک 30 سالته؛ در بهترین شرایط نیمی از زندگیتو صرف برآوردن خواسته‌های والدین کردی. یکم برای خودت زندگی کن!”

هدف از این بیان طولانی

دوکلام است و نیک میدانی!
هدف من از نوشتن این پست قانع کردن فرد، افراد یا گروه خاصی نیست چرا که تصمیم گیرنده نهایی در زندگی هر فرد رو خود اون فرد میدونم، ضمن اینکه خوانندگان این متن باید بدانند تصمیمی که من گرفتم فقط مختص به من است پس لطفاً Don’t Try This at Home.
هدف اصلیم نخست انتشار این تصمیم در فضای عمومیه که جا زدن در اون رو برای خودم مقداری سخت‌تر و ثابت قدمیم در این تصمیم رو افزایش بده…
هدف بعدیم اینست؛ که این پست شروعی باشه بر زندگی پر تلاطم و اتفاقات جدیدی که در سبک زندگی جدیدم برام اتفاق میوفته که اون‌ها رو هم حتما به اشتراک خواهم گذاشت.

دیدگاه خود را بیان کنید